قصه‌های یک ملکه

قصه‌های یک ملکه

از طوفان که درآمدی ، دیگر همان آدمی نخواهی‌بود که به آن پا نهاده‌ بود . اصلا معنای طوفان همین است ..

۶ _ خونه‌ی‌ما

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۸ ب.ظ

قصه های خونه ما شده شبیه به قصه‌های بچه‌ها.دعواها و جنجال‌ها و توقعات‌شون از هم. مادرِ ش با پدر من تماس گرفتن و گله‌گزاری و دعوا !!   و دور صبر و درایت پدرم بگردم که باعث شد پیروز فعلی من باشم

آخ که تو رو نداشتم چیکار می‌کردم من .. اگه ساپورت‌های تو ، تو مقاطع مختلف همراه من نبود ، منم الآن اینجا نبودم.. دوستت دارم بهترین پدر دنیا..

  • ملکه شیشه ای

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">