قصه‌های یک ملکه

قصه‌های یک ملکه

از طوفان که درآمدی ، دیگر همان آدمی نخواهی‌بود که به آن پا نهاده‌ بود . اصلا معنای طوفان همین است ..

گرمای هوای شهر دانش‌جویی شروع شده و تنها ساعات خوب هوا ، همین خوالی غروب ئه . که ی نسیم خنک میاد و پرده اتاقم رو میرقصونه . میرقصه و دلم رو میبره و از پشت میز و آغوش جزوه های حجیم باکتری ، بلندم میکنه ، که بیام تکیه بدم به دیوار کنار پنجره  و پاهام رو دراز کنم روی تخت و چشم بدوزم به درخت ازگیل همسایه ی سمت چپی  و گوش بدم به آهنگی که مـهدیه برام فرستاده و انگار قصه ی من و "او" ئه . گفتم که چقدر دلم میخواست فوروارد میکردم براش ؟ 

+

امروز با س. حرف زدم . بهش گفتم که حدس میزنم ی سری حرف نامربوط راجع بهمون وجود داره . درسته یا نه ؟ اونم یکم راجع به اخلاقیات اون چند نفر خاص حرف زد و تاکید کرد که نگران چیزی نباشم ، چون اونا درهر شرایطی مضخرف زیاد میگن ! انتهاش هم میپرسه میشه بگی ی وقت حرفی چیزی پشت سر من نیست ؟ دخترا چیزی راجع بهم نمیگن ؟ نگم که چقدر این پسر تو اون لحظه بانمک و گوگولی شده بود :)) بهش گفتم نه مامان جان ! از تو معقول تر و بی حاشیه تر و البته محبوبتر کسی نیست ! پسرکم ذوق زده شده بود :)) 

فقط چندماه بزرگترم ازش هااا ، ولی خیلی حس مارانه دارم بهش :))

یکی از خوبی های س. همین رک بودن و صداقتشه . شاید حرفی بزنه که ناراحتت کنه حتی ، اما میدونی قصد بدی نداشته و قرار نیست پشت سرت بره حرف بزنه و اینکه قصدش اصلاح خطای تو بوده . 

+

دلم ساعتهای بی وقفه خواب و خواب و خواب میخاد . آخ که لعنت به اردی‌بهشتی که اینجوری بگذره...

نظرات  (۲)

  • علیرضا افخم نیا
  • سلام خانم دکتر..من ترم 2 دندون هستم..موندم این ترم باکتری رو چجوری نمره خوبی بگیرم شما راهکار یا پیشنهادی ندارید؟
    پاسخ:
    سلام
    ام ... ی درس کاملا حفظیه دیگه . باید روش خودتون رو توی حفظیلت پیدا کنین.مثلا من اولا خلاصه نویسی کردم.بعد اینکه رمز گذاری کردم.بین اسامی  و ویژگی ها و آنتی بیوتیک ها ، ی رمز و سرواژه گذاشتم.ما برای باکتری ۴ تا استاد داریم.گاهی بین مباحث تدریسی هراستاد و شخص خودش هم رمز گذاشتم :))) مثلا گفتم فلان استاد خیلی چهره ی خشن و بی اعصابی داره ، این باکتری هم گرم منفی یه ! برای اسم آنتی بیوتیک ها [ سخت ترین قسمتشه ] سرواژه ساختم . حافظه تصویری هم کمک میکنه.اینکه اونقدر صفهات جزوه و اسلاید رو مرور کرده باشی که تصویر صفحات تو ذهنت بمونه.و در آخر هی باید بخونیش و هی بخونیش و هی بخونیش !
    ی رمز دیگه م هم این بود هر باکتری رو ، تو ی نقطه خاص از خونه میخوندم و هربار برای مرورش برمیگشتم تو اون نقطه.مثلا استاف رو پشت میز ، استرپتو رو گوشه ی سمت راست اتاق ، باسیلوس سرئوس رو روی زمین دراز کشیدم ، مایکو رو پشت میز :))))) این خیلی رمز کمک کننده ای بود برام :))))
  • علیرضا افخم نیا
  • چقدر خوب کار کردید امکانش هست خلاصه هاتون رو برا من هم بفرستید؟
    پاسخ:
    خلاصه ها رو خودتون باید تهیه کنین ، چون به یادگیری و تثبیت مطالب توی ذهنتون کمک میکنه.