قصه‌های یک ملکه

قصه‌های یک ملکه

از طوفان که درآمدی ، دیگر همان آدمی نخواهی‌بود که به آن پا نهاده‌ بود . اصلا معنای طوفان همین است ..

۱۶ _ امان از زبون نیش دار

جمعه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۴۶ ب.ظ
یک دیفال جهت کوباندن سر مبارک‌مان لطفا :| 
بلد نیستم در مقابل این طور آدمها چه واکنشی باید داشته باشم خب اااه :|||| چطور بیست و چهارساعته این همه نیش میزنن به عالم و آدم ، زهرهاشون تموم نمیشه ؟ نیش شون درد نمیگیره ؟ 
  • ملکه شیشه ای

نظرات  (۲)

کاش اینا هم مثه زنبورا بودن که اگه نیش بزنن میمیرن! واسه همین برای حفاظت از خودشون هم کمی نیش به کام بگیرن بذارن نفس بکشیم! :/ 
پاسخ:
راه نداره خودمون ی سوزن بگیریم سیــــخ فرو کنیم توشون ، بادشون خالی بشه بمیلن ؟ -___- 
دلم خونه . نح درد نمیاد چون جدا از اینکه عادت کردن ، از نبود چیزی به نامِ شعور م رنج میبرن . بیمارن . 
پاسخ:
بیـــمار..دقیقا بیمارن ..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">