قصه‌های یک ملکه

قصه‌های یک ملکه

از طوفان که درآمدی ، دیگر همان آدمی نخواهی‌بود که به آن پا نهاده‌ بود . اصلا معنای طوفان همین است ..

۱۳_ کلاف سردرگ

دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۴۶ ب.ظ
گلسآ راست میگه ، خود ما دخترا این وضع رو ایجاد کردیم و خودمون هم باید تصحیحش کنیم _ بافت حذفی شنبه و حجم نخونده هام _ اینستاگرام و قصه ی لایک و فالو ئی که ازش سر در نمیارم _ منسِ عقب‌افتاده‌م  _ فردا کلاس نرم _ آخ که باز یادم رفت کدئین بگیرم _ هوس آرایش میکنم و رو صورتم سنگینی میکنه و میرم صابون میزنم و باز هوسش میاد سراغم _ دلم برای حرف زدن و وقت گذروندن با دوووست تنگ شده _ خرید میخوام ، کیف پولم رو دیگه دوست ندارم و ی تاپ جدید هم میخوام :( _ چرا پولم رو کامل نریختین خب :( _
  • ملکه شیشه ای

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">